امشب داشتم با خواهرم تلفنی صحبت می کردم.
- آخه خب الان که تو بیشتر به مامان کمک می کنی تو آشپزی و آماده کردن غذا یه کاری کن بیشتر میوه بخورین و برنج و نون رو کم کنید
- چشم!
- آخه متین 9 ساله ش بیشتر نیست چرا باید 52 کیلو وزن داشته باشه!
- چشم سعی می کنم عادت غذاییش رو عوض کنیم
-
خلاصه من می گفتم و خواهرم می گفت چشم.
آخر گفت:
- حمیدجان
-جانم
- ببین یه چی می گم هیچی نگو
- خب بگو
- دیروز رفتم 2 کیلو پرتقال گرفتم که شده شش تا پرتقال - نفری یه دونه- دو کیلو سیب با دو کیلو موز
- خب ؟!
- خب شده چهارده هزار و پونصد تومن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
-!!!
-!!!
باور کنید تو عمرم اینقدر خجالت نکشیده بودم. خشک شده بودم.
کاش کسی پیدا میشد...

۱ نظر:
ميفهمم ... خيلي سخته همه چي ... يني خيلي سخت بوده الانا ديگه خيلي سختتر شده . البته يه ضرب المثل قديمي هست كه مي گه
خلايق هر چه لايق ... حالا حكايته ملت ايرانه.
لي لي
ارسال یک نظر