توصیه به یک دوست


دست بردار ز پیشانی خویش

چین برانداز ز رخساره ی خویش

ابرها می گذرند از سر شهر

شهر می ماند و فریاد سرور

۱ نظر:

نان و شراب گفت...

كجايي ...

دلمان پوسيد چيزي بگو .


لي لي