برای پنجره

گرد و غباری دوست داشتنی بر رویت نشسته پنجره ی من
از من نخواه که بهار را بهانه کنم تا غبارخاکسترگونه ای را که چشمان من از میان آن به دریا نگاه می کنند را پاک کنم...
نگاه کن تا چشمانم بمانند.

۱ نظر:

نان و شراب گفت...

سلام

دير اپديت كردي ... نگران شدم



لي لي