کپی رایت ترجمه

امروز که این پست از وبلاگ آقای ابطحی رو خوندم دو تا خاطره به ذهنم رسید.

اول: یک بار به طارق خلیل گفتم که کتابش در ایران در دوره کارشناسی ارشد تدریس میشه. براش جالب بود اما تعجب نکرد ولی بلافاصله بهم گفت که یه نفر در ایران کتابش رو ترجمه کرده بدون اینکه بهش اطلاع بده. من که علاوه بر اطلاع از این موضوع - چون مترجم کتاب از دوستان خودم هست- می دونستم که این کتاب توسط اساتید دیگه ای هم یک بار دیگه ترجمه شده، فقط به این اکتفا کردم که بهش بگم در ایران اصل کتاب در دوره ارشد تدریس میشه. البته این رو هم بهش نگقتم که اون هم به صورت کپی شده و نه خریداری شده در اختیار دانشجویان قرار می گیره. ولی در کل از این موضوع راضی نبود.

دوم: یکی از دانشجویان دکترای سابق ژیلبرت پروبست که در زمینه مدیریت دانش کتابهای خوبی داره الان از دوستان جدید منه. وقتی فهمید که در ایران کتاب استادش به فارسی اونم به صورت افتضاح ترجمه شده بسیار ناراحت شد و گفت که اگه استادم بفهمه حتما از مترجم شکایت خواهد کرد. بهش گقتم که تو ایران ما کمبود قانونی داریم تا به این جور شکایات رسیدگی کنه. براش عجیب بود ولی وقتی توضیح دادم گفت مطمئنم اگه مترجم با پروبست تماس می گرفت و ماجرا رو توضیح می داد استادم کاملا بدون هیچ نفع مادی اجازه می داد ولی حالا که این کار رو انجام نداده این بواسطه یک سرقت تلقی میشه. و البته حق هم با این دوست من بود.

واقعیت اینه که ترجمه در کشورهای غربی به معنای سرمایه گذاری مشترک با یک نویسنده است. بدین معنی که از درآمد حاصل از فورش ترجمه درصدی به مترجم و درصدی به نویسنده اصلی کتاب تعلق می گیره. من هم اعتقاد دارم اگه مترجمین با نویسنده ها تماس بگیرند و توضیح بدهند که چرا امکان پرداخت کپی رایت و این جور چیزها در ایران برای مولفین خارجی وجود نداره و اگه حتی این کار انجام بشه قیمت کتاب بقدری بالا خواهد بود که مشتری نخواهد داشت، آنها اجازه ترجمه بدون چشم داشت مادی را خواهند داد چون هیچ نویسنده ای از رواج عقایدش و کتابهایش بدش نمی آید. با این کار حداقل در آینده اگر کسی مثل من با یکی از مولفین برخورد کرد و از این کارهای مترجمین ایرانی شرمنده نخواهد شد.

پ.ن: البته این مطلب که اینجا نوشتم به این معنی نیست که من با ترجمه زیاد موافق هستم ! نه. بارها به دوستان گفته ام تدریس کتب ترجمه شده در دانشگاههای ایران یکی از اشتباه ترین کارهاست ولی به هر حال جامعه غیر آکادمیک ما باید به کتابهای خوب دسترسی داشته باشد که ترجمه برای این مورد مناسب است.

۲ نظر:

ناشناس گفت...

سلام. پای کامنت حاد ننوشته بودید جویبار ولی من پیدا کردم :) راست گفتی این قدر درسهای مدیریت را سریع و پشت هم بدون تامل باید پاس کنیم و دانشگاه عجله دارند دانشجو فارغ التحصیل شود و نگرانی بابت عدم ارائه مناسب واحدها هست که ترمی 14-15 واحد باید بگیریم و تحقیق های مختلف بدون انسجام موضوع برای استاید مختلف بنویسم که وقت نمی شود در یک موضوع یک مرور ادبیات خوب انجام داد چه برسد به اینکه کشف مساله کرد. اساسا من به نقش اساتید در کشف مساله اهمیت می دهم. ادبیات موضوع آن قدر زیاد است که دانشجوی بی تجربه گم می شود (مثل من) اینجا استادی که در موضوع خاص تجربه داشته باشد مهم می شود ولی در ایران عموما اساتید جنرال اند و به خاطر همین بیشتر به تکنیک اهمیت می دهند.

JUYBAR گفت...

بهاره عزیز
معلومه غرغرهای من هم تکراری شده که حتی با اینکه تو کامنتی که واسه حامد نوشتم اسمم نیست، شما تونستید تشخیص بدید که من بودم. آفرین.
اینکه درسها را به سرعت و بدون تامل باید پاس کرد متاسفانه همه جا صادقه.
به نظر من البته برای تز فوق لیسانس نیازی نیست از دانشجو انتظار داشت که ادبیات موضوع را خوب انجام دهد بلکه به نظر من باید مقالاتی را معرفی کرد در موضوع دانشجو که به بهترین نحو فقط به مرور ادبیات اختصاص دارند . برای اینکه تصویری از مرورهای خوب داشته باشید به ژورنالهایی مراجعه کنید که مخصوص ادبیات موضوع هستند. معمولا ژورنالهایی که در عنوانشان کلمه Review را دارند مرور ادبیات چاپ می کنند. من خودم Academy of Management Review رو یک نمونه عالی از ژورنالهایی می دونم که مرور ادبیات خوبی ارایه میده.
موفق باشید