Euromot 2008

این کنفرانس ما هم تموم شد و کیفش به نام استاد ماند و خستگی اش به تن ما

با دوستان جدیدی آشنا شدم و با برخی تجدید دیدار.

مخصوصا با رهی خیلی خوش گذشت. دیوید بنت با خانمش اومده بود که زن بسیار سرزنده و شوخی بود و ما ها رو les enfents صدا می کرد. فرانسوا ترن و سایر اعضای کمیته علمی خیلی باحال بودند. جف باتلر مثل همیشه متین و آرام، طارق خلیل هم مثل همیشه مهربان. روز آخر خلیل ازم دعوت کرد که سال بعد به میامی بروم. من هم در دلم گفتم اگه بطلبه حتما!

اما یکی از افراد خیلی جالبی که دیدم تیری گرانج رییس مدرسه بازرگانی گرونبل بود. سالها در اهواز کار کرده بود و در حال حاضر دوره های مشترک متعددی با شرکت نفت دارند و احتمالا دفتر دایمی هم در دانشگاه صنعتی اصفهان خواهند داشت.

برای اولین بار در کنفرانس احساس کردم بالاخره موفق شدم پیام مقاله ام رو به شنوندگان منتقل کنم. سوالات خوبی ازم کردند و من هم سعی کردم جواب بدهم. چند نفر فقط نت بر می داشتند و منم به شک افتاده بودم که مگه چقدر قراره سوال بپرسند!!!

در کل کنفرانس برای دانشجوها مهمتر بود و به دنبال بازخور بودند ولی اساتید - البته نه همشون- بیشتر به دید و بازدید و جلسات تجاری کنفرانس اهمیت می دادند. استاد هم که توصیه ما رو گوش نکرد و جلسات کسب و کار رو با جلسات آکادمیک همزمان کرد که خیرش رو هم ندید.

عکسهای کنفرانس رو می تونید اینجا ببینید.

For more photo click hereEUROMOT2008

۱ نظر:

قاصدک وحشی گفت...

سلام،
به سلامتی!
خسته نباشید.

چطور می شه به خلاصه مقالاتش دسترسی داشت؟