سلام مادر عزیزم
خواستم برایت بنویسم که چقدر زیبایی
خواستم برایت بنویسم که همیشه نورانی هستی و پاک.
خواستم بدانی که صدای مهربانت نوای آرامش و نوازش را همیشه برایم دارد.
خواستم بدانی که چقدرمیسوزم وقتی که پشت تلفن این تو نیستی که خداحافظی می کنی و تا من گوشی را نگذارم تو صدایت را عاشقانه به من خواهی رساند.
خواستم بگویم که حتی تصور لبخند زیبایت هم خاموش کننده آشوب دل غمگین من است.
خواستم بگویم که بوسیدن دستانت دارد برایم آرزو میشود.
مادرم
مرا حلال کن که میدانم که میخواهی کنارت باشم و پیش خانواده ولی از تو دورم.
مرا ببخش که گوهر در کنار تو بودن را به پشیز "من" بودن می فروشم.
حلالم کن
مادر خوبم
آرزو می کنم بمانی و بخندی و شادمان باشی، چرا که در زندگی ازدست من و روزگار کم غصه نکشیده ای!
آرزو می کنم که زود تر از تو بروم تا بیشتر از این خجالت زده ات نشوم!
مادرم،
.
.
.
روزت مبارک
: -
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

۳ نظر:
سلام. حالتون چطوره؟
نوشتهتون براي مادرتون خيلي سوزناك بود. ولي مگر نه اينه كه آدم تنها به دنيا مياد و تنها ميميره؟ مگه ميتونيد از بچههاتون انتطار داشته باشيد چون دوستشون داريد، هميشه پيشتون بمونن؟ مهر مادري وحشتناكترين و سختترين شكنجهايست كه در همهي زندگيم تجربه كردم. شكنجهي سختي كه آدم با اشتياق و عشق بهش اجازهي موجوديت ميده.
هميشه دعا ميكنم اين مهر بندهاي گرهدرگره بچههام نشه.
شاد باشيد و سلامت و هميشه در سفر.
سلام اقا حمید ببخشیدا نمیشه این کد پایینو توی ست آپ حذف کنید ، هرچند خوانندگان وبلاگتون همه از سلامتی کامل برخوردارند ولی من یکی انگار استثنام !! منم با نظر بالا موافقم ، خیلی سوزناک بود متنتون درباره مادر ، یه جور احساس گناه و عذاب وجدان به آدم منتقل میکنه ، مطمئنا مادرمهربونتون هیچوقت اینطوری درموردتون فکر نمیکنن ، و خیلی چیزای دیگه ... فعلا چشممو خوب باز کنم یه کد اسون بهم افتاده!!
سلام بر نفیسه و آرزو
منم مطمئنم که مادر خوبم این طور فکر نمی کنه و نمی خواد من تا آخر عمرش پیشش باشم و...
اما اگه فرزندان نتونند به پدر مادرشون کمک کنند درست وقتی که اونا احتیاج دارند، اونوقت وجودشون به چه دردی می خوره.
این نوشته حسیه که من دارم وقتی می تونم مشکلی از خونوادم کم کنم ولی چون ازشون دورم براحتی سعی می کنم از کنارش بگذرم.
ارسال یک نظر