در ايران

مدتيست در کنار خانواده ام در ايرانم
دور از گرفتاريهاي درسي و فرانسوي
در خانه اي پر مهر
به همراه دوغ خنک و هندوانه درون حوض خانه
بوي زنجير و پاي پياده از قلندروار افتخاري که گهگاهي هلهله و دف آن نه تنها خستگي بلکه زندگي را نيز از ياد مي برد.
رايحه عزيز مهرباني و دلهره جدايي چند روز ديگر
زندگيهايي که بسيار نسبت به تابستان قبل که در ايران بودم تغيير يافته اند
آنها که از فاميل رفته اند و آنان که به آن خواهند پيوست
و عشق
همان عشقي که سهميه بندي نشده دريافت ميکني و بيکران

دوستان خوب
غلامرضا خوش سيما
حميد گيوي
...و

و سلام بر غريبان در وطن
و سلام بر آنکه بي باده مست خواهد کرد سرمستان منتظر را

هیچ نظری موجود نیست: